شنبه دارم می رم جشن شکوفه ها.
به شما ياد مي دهيم
كه چه چيزي را ندانيد
و كدام خاطره ئي خوشتر است .
خواب ديدناينطوري كه شما مي بينيد
اصلا به صلاح تان نيست
اشكاينطور كه شما مي ريزيد _ قطره قطره _
اصلا معنا ندارد.
به غلغل چشمه نگاه كنيد
مگر از اندوه است !
و ما به شما ياد مي دهيم
كه چه رؤياهائي چه زمان هائي خوشتر است
در صورت مردودي
البته چاره نيست
به جهنم نيز مي رويد .***
پايان تنفس !
به سلول هاي تان برگرديد .
از شمس لنگرودی.در یک وب گردی بهش برخورد کردم. یک پایگاه ادبی تازه...ادبستان ( البته فقط شعر!)
متاسفانه مجوعه اشعار ش رو ندارم که از صحت و سقم بندها مطمئن بشم.امیدوارم اشتباه عمدی یا سهوی رخ نداده باشه.
این شعرش یه طور عجیبیه! با چند تای دیگه ای که پراکنده از لنگرودی خونده بودم فرق می کنه...جریانش به اندازه ی اون قبلی ها زلال نیست.
