نمی دانم که می دانید و می دانستید یا نمی دانید و نمی دانستید یا نمی دانستید و یک بار دانستید... یا تا به حال به دانستنش فکر نکرده بودید و نکرده اید و اینجا هم اساسا یک توفیق اجباری است! که البته محک زدن علم و جهل آدم ها به من دخلی ندارد... با این اوصاف آمده بودم که بگویم:
که من خود نمی دانستم و باورم هم نمی شد که حسرت مسجد جامع یزد و یک چشم سیر دیدن و یک دل سیر راه رفتن و زیر سقفش ایستادن و کنج آن کاشی های آبی معروفش کز کردن و و دم غروب و محراب نماز و این داستان ها به این زودی و البته اتفاقی و از روی خیر خواهی یک برادر( که این جور موقع عزیز هم می شود!) کارش به اینترنت و سایت های غیر ایرانی و ماجرای عکس های ۳۶۰ درجه ای برسد...
لذت عجیبی دارد این مسجد جامع یزد
پ.ن. (به خاطر دویدن های شتابزده مان در حیاط مسجد جامع و آن عکس سایه ها در حوض و آن ناهید که در مغز فراموش کارم ۱۰۰۰ اسم دیگر به جای ناهید داشت!!)
در گرماگرم جشنواره فیلم فجر
از مجید مجیدی بخوانید...
همیشه وقتی که مهمونای عزیز کرده از خارج برامون می رسه،بعد از ديد و بازديد هاي تموم نشدني خاله خانم باجي ها،اولين جايي كه مي بريمشون،موزه ها و كاخ موزه هاست؛يه روز صبح،9تا11،سعد آباد يا نياوران!...اگه خواب نمونيم،اگه برنامه تغيير نكنه،اگه بين خودمون يكي حاضر باشه وقت عزيز يه روز صبحش رو به موزه گردي و اين پا اون پا كردن روي سكو ها و پله هاي كاخ بگذرونه،يكي كه شرمنده باشه از اينكه تا حالا هيچ كدوم از اون تالارها و سرسراها رو درست و حسابي و از روي علاقه و با دقت نديده...
و معمولا اين ساعت 9 خيلي دير 11 مي شه و خميازه پشت خميازه ،عقربه هاي ساعت رو روي صفحه مي كشونه...عجب عذاب اليمي...
توي قرار گذاشتن با دوستان و ديدار رفقا هم معلومه كه كسي به اين راحتي ها تن به موزه و تاريخ و ميراث و اين قلمبه سلمبه هاي كش دار نميده و اون 2 ساعتي كه قراره باهم باشيم،تمام و كمال به طالبي بستني و شكلات گلاسه بايد بگذره...و القصه موزه گردي همه مونو ياد روزاي بازنشستگي ميندازه...
با يكي از رفقا،مصمم مشغول يه برنامه ي تهران گردي هستيم كه از موزه ها و كاخ موزه ها شروع مي شه.برنامه از همين يكشنبه 28 مرداد شروع مي شه.صبح.موزه فرش.
ليست موزه هاي تهران و توضيحات مربوط به هر موزه اینجا اومده.
(جهت شركت در اين برنامه لطفا فرم زير را به همراه رضايت نامه ولي محترم تكميل و پس از جدا كردن آن از قسمت خط چين برگه،عجالتا(يا اجالتا!) ارسال فرماييد. با تشكر )
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
-
ــــ با كمال ميل خواهم آمد
-
ــــ خيلي مايلم كه بيايم اما متاسفانه نمي توانم
وب گردی می کردم و سرگردونی و آه و ناله و فغان از این زمونه و درد ِ جان کاه...که ناگهان دری از در های بهشت گشوده شد . انگیزه ای در من قوت گرفت و...
----------------------------------------------------------------------------بسم ا... : نقد.معرفی.از همین حالا. (بی بهانه)

