باغ و بهار و بنفشه ام، قیافه اش شبیه مرگ شده است.نه؟ و مرگِ یک موجود زنده یعنی نهایت نظم زیرساخت های ترمودینامیکی اش. - و مگر می شود مرگ را برای موجود غیر زنده هم اگفت؟ یا مگر موجود غیر زنده هم می تواند مرگ را تجزبه کند؟مرگ مگر تجربه است؟... - و خلاصه این شاید یعنی من هم در مقابل جهان مقر آمده ام... و یقین داشته باش که می توانم نیم ساعت دیگر هم راجع به آن چیزی که نمی دانم چیست حرف بزنم. نویسنده ی آن کتاب گفته بود و نگفته بود که آگاهی همان تجربه است... راستی من آمارهایم را با عوض کردن قالب از دست داده ام.
+ نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388ساعت 7:36  توسط مرضیه.ع
|
